|
رو سنگ قبرم بنویس روزی اومد با امید اخر...ولی حالا بدرقه ی راهش داغی که موندش رو دل مادر...
|
....دلم گرفتـه است..!!
....دلم گرفتـه است..!!!
به ایوان می روم...
و...
انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم.
چراغ های رابطه تاریکند
.......
....
.......
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مـرا... به افتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مـرا...به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد
.......
... پـــــــــــــرواز
را بــه...
... خاطر بسپار
........
...پــــــــرنـده مردنی است.
گوش کن ...!!
می شنوی...
صدای اندوهم را..؟؟!
می شنوی...
صدای بغضم را...؟؟!
که با کوچکترین ضربه ای خواهد ترکید...
باید گریست ....
برای شاحه های شکسته
باید فریاد زد...
به حال شقایق پرپر شده
باید اشک ریخت...
با دیدن پروانه سوخته
باید گریست...
برای چشم انتظاری عاشقان
پنجره هـــا...
خـالـی هست..!!!
هــــوا تنهاست...!!!
ستاره...
سـرگــردان است...!!!
خورشید...
گـریـان...است...!!!
محبت..!!
محبت..!!
محبت..!!
محبت..!!
محبت..!!
محبت..!!
محبت..!!
کـــ....کـــــــ.....کـــــــــــــــــــــــــــــــــجــاسـت..؟؟؟!!!
نور ضعیف شمع زندگی من
داره یواش... یواش... خاموش میشه
و...
میمیره
مثل یه اتیش زیر بارون
هیچ...
جرقه ای از امید درونم نیست..؟!!
هیچ...
ستاره ای تو اسمون من چشمک نمیزنه
و...
نمی درخشه
با بالهای شکسته ام
دیگه...
نمی تونم... پرواز... کنم
یه شب دیگه...
یه مرگ دیگه...
مرگ... داره سرما رو به جونم میدمه
مثل...
... یخ
می ذارم که باد...
شمع وجودم رو خاموش کنه
چون...
هر دفعه که میمیرم... برام... دردناک تر میشه
دیگه...
نیرویی برای جنگیدن...!
و...
دست و پنجه نرم کردن..!!..
با این دنیای بی رحم رو...
ندارم
دیگه...
تحمل یه شب دیگه
و یه مرگ دیگه رو ندارم
دیگه...
نمی تونم این زندگی رو تحمل کنم...
محبت و امید در دلم...
مرده
و...
نفرت و نا امیدی...
جای اون رو گرفته...
تمام وجودم مملوه... از ارزوی...
مرگ و رهایی
مرگ داره سرما رو به جونم میدمه...
می ذارم که باد...
شمع وجودم رو
...
...
...
خاموش کنه...
...
...
نا رفيق دلمو به تو خوش کردم..!.
به خاطرت به همه پشت کردم ....!!
نداري يه ذره معرفت...!!..
برو... به... درک... بي غيرت
من ساده اخه به چيه تو دل خوش کردم...؟؟!!..
به خاطرت با همه لج کردم..!!..
خودمو پيش همه بد کردم ..
يادته....
بوديم تو اوج رفاقت...!
اما تو به من کردي خیانت ...!!..![]()
دارم از دستت شکايت...
تو به من کردي اهانت..!!.!
نداشتی يه ذره صداقت...
برو به... جهنم... کثافت...
اره... اره ...
من... کردم.. حماقت...!!..
که دادم به تو دست رفاقت ..
برو... بروو... برو...
اي پست فطرت...
نمي خوام ديگه ببينمت تا قیامت...
برو... که ديگه نيست بينمون محبت...
ديکه نداري تو واسم...اهمييت...
من خواستم که بمونم تا بي نهايت.......................
اما تو بودي... که نداشتي... لياقت...
با اينکه... بهت بد کردم عادت ...
اما...
برو...
اين دوستي ديگه نداره....
عاقبت...!!..![]()
...
...
...
اره...
برو...بی معرفت...!!..
....................................................![]()
![]()
نا رفیق ![]()
![]()
![]()
برو.....![]()
من....!
زندگيم را تمام كردم
حالا ...
نفس كشيدن.... منت سرم مي گذارد..!!..
هواي اينجا... سرد و سنگين است نازنينم..!
ديگر نگو خداحافظ ....
اگر مي روي ...
....
....
....
بدون وداع برو....
گله اي نيست ...!!
گر هم گله ای هست ...
دگر.................؟؟!؟!!!!......
خدایا...!!..
دلم گرفته
کجایی..؟؟!.
می شنوی صدامو..؟.
می بینی اشکامو..؟!..
می فهمی دردامو ..؟..
خدایا...!..
دلم داره می ترکه
می شنوی صدای ضجه های دلمو ...؟
می بینی پر پر شدنمو ..؟..
می فهمی زجر بی او بودنمو ..؟؟!
خدایا..!..
دلم داره میمیره
میشنوی ناله های ضعیف دل خستمو..؟؟
می بینی مرگ ارزوهامو
می فهمی سکوت پر از گلایه امو..؟..
...
....
....
خدایا..!!
.
دلم............. مرد
نشنیدی...
ندیدی...
نفهمیدی...
اره ..!
دلم...اروم..اروم...مرد...؟!
شایدم...
شنیدی...
دیدی...
فهمیدی...
ولی... به دادم نرسیدی
ا....ر...ه....
د....ل....م....
م....ر....د...
از فردا که خبر دارد...؟!؟!..
این ظلمت چه ثمر دارد...!
فردا که می نوازندش
سور اسرافیل که حذر دارد
از بيداد خسته ام ديگر
اين محنت چه ثمر دارد...؟؟.
اي دنيا بس کن اين نيرنگ
اين ازار چه ثمر ذاذ ..؟!..
د ر بطن شب ها روشنایی نیست
از تبار ما اشنايي نيست ..
اخر کو عشق جاويدان.؟؟..؟!
در حزنت کشته شد وجدان
اي واااااااااي بر جهان ما..!!...
شد طلسم او.. حلقه دار ما..
اي دنيا بس کن اين نيرنگ
اين کارت چه ثمر دارد...؟؟؟؟؟.....
از بیداد خسته ام دیگر
این محنت...
.
.
چه ثمر دارد...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون سايه هاي بي امان..!..
بازيچه ي دست زمان..
در اين دنيا ماندم چنان
افسرده حيران....!!
سرگشته و نالان....
چون ادمک زنجير بر دست و پايم
از پنجه ي تقدير من کي رهايم..؟!.
اي که تو دادي جانم...
گو به من تا کي بمانم.؟؟..
ادمي چون ادمک مخلوقي سرگردان
چون ادمک زنجير بر دست و پايم
از پنجه ي تقدير... من کي رهايم..؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!
عیدو امسال عیدی ندارم
گذاشتی رفتی عزیزم من بی قرارم
عیدو امسال تنهای تنهام
به جاي عيدي عزيزم من تو رو مي خوام
از وقتي رفتي غمگین خونه
گريه ام مي گيره با هر بهونه
رفتي و موندم با اين همه درد
هرگز نميشه فراموشت کرد
اگر چه نيستی ياد تو اينجاست
عشقت توي قلب ماهاست
هر جا که هستي خدا به همرات
دعای خیر پشت و پناهت
هر جا که هستي خدا به همرات
هر جا که رفتی خدا به همرات
.............................................. خدا به همرات عزیزم![]()
....
.
...
به یاد اولین و اخرین عشقم (((...سروشم روحت شاد...)))دوست دارم تا ابد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
....
اي زکف رفته که بود اول پر گشودنت
نمي تونه دلم عادت کنه با نبودنت
من که با اميد تو هنوز تو ساحل موندم
نمیشه باور من دست اجل ربودنت
هنوز باور ندارم رفتن تو
دست خاک سرد.....سپردن تن تو
نه .........!!!.نه...........!!! .باور ندارم...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هر عشقی میمیرد..........
خاموشی می گیرد........
عشق تو نمی میرد.........
باور کن بعد از تو ..........
دیگری در قلبم..........
جایت را نمی گیرد...........
شب...
به فکر راه دورم
تو اتاق سوت و کورم
از دو چشمام گله دارم
که نمی تونن جای اشکام خون ببارن
توی دیوار اسارت...
جز سیاهی رنگی ندارم...!..
چشمه ی اشکی نمونده
باید از چشمام.. جا ی اشکام خون بباره
نه... همدم و همسایه ای..
نه... همدم و همپایه ای..
یا رب..!!..
برس فریاد من تو راهی و تو چاره ای...
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد...
در ميان خنده هاي تلخ من ... گريه پنهانيم را حس نکرد...
در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد...
آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد...
نمی بینم دیگه هیچ کس برای غربت چلچله ها گریه کنه
نمی بینم که دیگه چشم کسی واسه تنهایی ما گریه کنه
چشم من مثل قدیم ها نمی خواد مثل ابر های سیاه گریه کنه
دیگه کم کم از خودم بدم می اد تن پوسیده ام مرگم نمی خوادمیون این همه سایه... سایه ی من دیگه مرده
اخه تنهایی ی کهنه... خورشید و از اینجا برده
لب من شهر سکوته... تو تنم زندگی مرده
دستی از اونور ابرا... اومده سایه م و برده
دیگه کم کم از خودم بدم می اد تن پوسیده ام مرگم نمی خواد
دیگه دردم به سراغم نمی اد خاک سردم تنم و پس می زنه
کسی که صداش به ابرا می رسید مرده اما یاد گنگ اش با منه
چشم خشکیده من کاش می دونست حالا وقت خوب گریه کردنه
دیگه کم کم از خودم بدم می اد تن پوسیده ام مرگم نمی خواد
همه ی شعری که خوندم... قصه ی تنها شدن بود
قصه ی رفتن و رفتن... قصه ی رها شدن بود
قصه ی مرگ یه قصه... بغض بی صدا شدن بود
قصه ی دوری و دوری... از شما جدا شدن بود
دیگه کم کم از خودم بدم می اد تن پوسیده ام مرگم نمی خواد
شب سردی است و من افسرده ...
راه دوری است و بایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده ..!...
می کنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من ادم ها ...
سایه ای ار سر دیوار گذشت .؟!..
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی... و این ویرانی..
بی خبر امد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی ...!!..
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر.. سحر نزدیک است...!!
هر دم این بانگ... برارم از دل..
وای... این شب..چقدر تاریک است..
خنده ای کو که به دل انکیزم..؟؟!
قطره ای کو که به دریا ریزم..؟!..
صخره ای کو که بدان اویزم ..!؟!..
مثل اینست... که شب نمناک است.!!..
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک... غمی غمناک است...
وقتی که عشق من رفت
همه بهم می گفتن
عاشق میشم بازم من..!!!
خبر نداشتن عشقم ... دارو ندار من بود..
رفتش.... و رفتن اون
شبیه رگ زدن بود....
زندگی انگار داره نابود میشه...!..
هر روز داره ارومتر و بی حرکت تر میشه... داره میمیره..!!
دارم درون خودم گم میشم
دیگه هیچ چیز و هیچکس برام اهمیت نداره
من امید زندگیم رو از دست دادم...
واقعا دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم
تنها ارزوی مرگ دارم تا ازادم کنه..
هیچ چیز دیگه مثل گذشته به نظر نمیاد
یه جیزی درون من دیکه وجود نداره..؟!..
با مرگ از دست دادن.؟... نه این نمیتونه واقعی باشه..!!..
نمیتونم این احساس بدم رو تحمل کنم
احساس پوچی و تهی بودن تمام وجودم رو پر میکنه...
تا به نهایت رنج و درد برسم و بمیرم
تاریکی و تیرگی داره منو از پا در می اره
من خودم بودم... اما الان اون دیگه ر فته ...!!!..
دارم.. ذره... ذره نابود میشم..
میدونم...
هیجکس به غیر از خودم نمیتونه نجاتم بده... ولی دیگه خیلی دیر شده
الان دیگه نمیتونم فکر کنم.. به اینکه چرا بایدسعی کنم زنده بمونم...؟!..
دیروز انگار اصلا وجود نداشته
مرگ با من سلام گرمی میکنه... حالا من فقط میگم
خداحافظ ...
....
و از این دنیا میروم